كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
140
ده سفرنامه ( فارسى )
داشت از درون حصار خارج شود و به اردوى شاه حمله نمايد ولى اين حمله با شكست مواجه شد . در اين موقع اقداماتى در قلعه شهر به عمل آمد كه اگر به موقع كشف نشده بود و به حاجى ابراهيم خبر نداده بودند احتمالا شاه به تخت و تاج خود دست مىيافت و طرفدارانش نيز به او ملحق مىشدند . قسمتى از اين نقشه اين بود كه شاه مىبايستى از مواضعى كه در اطراف شهر داشت عقب بنشيند تا حاجى ابراهيم احتياط كمترى نشان دهد و طرفداران شاه بتوانند در نهايت آزادى طرح خود را به مرحله اجراء درآوردند . لذا اعليحضرت از موضع خود عقب نشست و در اين موقع كه حاجى ابراهيم به احساسات و اهداف اهالى شيراز پىبرد و متقاعد شد كه اجراى طرح اصلى مبنى بر ايجاد يك حكومت متحد غيرممكن است و بقاء و امنيت او متضمن آمدن هرچه زودتر قاجارهاست لامحاله تصميم گرفت شهر را به آنها تسليم نمايد و آنگاه با هيجان و لحنى ملتمسانه از آغا محمد خان دعوت نمود كه براى رسيدن به شيراز درنگ ننمايد درخواست او اجابت شد و مورد قبول واقع گرديد ليكن به لطفعلى هم فرصت داده شد تا شجاعت شگفتآور و مهارتهاى نظامى خود را نيز به منصه ظهور رساند . آغا محمد خان در آغاز با صفوف مقدم لشكر خود گردنههاى صعب العبوربين اصفهان و دشت پرسپوليس را اشغال نمود و سپس با لشكر نيرومند خود در نقطهاى با فاصله كمى از گذرگاه « ابرج » اطراق نمود . برترى قشون قاجارها و استحكامات مناطق اشغالى به وسيله طلايهداران آغامحمد خان و فاصله ميان سپاه قاجار و قشون زند و قلت نفرات شاه ، كاملا آغا محمد خان را از طرف حمله ناگهانى دشمن آسودهخاطر نمود . موقعيت قشون دشمن هرچند بر لطفعلى خان پوشيده نبود ولى او با يك يورش اجبارى كه هرگز مانند آن در ايران ديده نشده